Des étudiants "gâtés" dans la république islamique Iran
  Voorood
 
France Iran

Des étudiants "gâtés" dans la république islamique



 
sohbatnamayeshfarhang honarsiasatjoke iranivarzeshghaza  
Auteur Message
ArAm
posteur acharné
posteur acharné


Inscrit le: 18 Oct 2006
Messages: 565
Localisation: Dijon

Jeu 08 Nov, 2007 1:07 pm     Des étudiants "gâtés" dans la république islamique

خبرنامه امیرکبیر: فعالان حقوق بشر در ایران اقدام به انتشار جزئیات بیشتری از شکنجه سه دانشجوی در بند، مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری، که بیش از ۶ ماه از بازداشت آن ها می گذرد، کرده اند. این شکنجه ها توسط تیم بازجویی دانشجویان که در اردیبهشت ماه سال جاری دستگیر شدند و در بند ۲۰۹ زندان اوین بر آن ها اعمال شده است.
پیش از این خانواده این سه دانشجو در رنجنامه ای سرگشاده که خطاب به رئیس قوه قضاییه نوشتند، به شرح برخی از شکنجه های اعمال شده بر دانشجویان پرداختند. جزئیات شکنجه دانشجویان که توسط فعالان حقوق بشر در ایران منتشر شده، به شرح زیر است:
این گزارش شرح وقایعی است که بر سه تن از دانشجویان دانشگاه امیر کبیر، آقایان مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری در پشت درب های بسته بازداشتگاه ۲۰۹ اطلاعات گذشت و نهایتا این افراد را مجبور به پذیرش اتهامات ناروا نمود.
این افراد از تمامی راهکارهای قانونی برای استیفای حقوق انسانی خود و رسانیدن صدای مظلومیت خود به مسئولان ذی ربط استفاده نموده اند. اما متاسفانه عدم توجه مسئولان، این مجموعه را بر آن داشت تا مدعیات این افراد را، که به کمیته به اصطلاح حقیقت یاب قوه قضائیه نیز گفته شده، جهت تنویر افکار عمومی منتشر نماید.

- استفاده از چشم بند، به استثنای لحظات حضور در سلول انفرادی، حتی برای رفتن به حمام و دستشویی. در تمام طول بازجویی ها نیز چشم بند روی چشم بود و در حین نوشتن تنها به اندازه یکی دو انگشت اجازه داده می شد چشم بند را بالا کشیده و از زیر چشم بند باید به پاسخ بازجویی ها داده می شد.
- نگهداری دانشجویان در سلول چهار-پنج متر مکعبی که نور کافی در آن وجود نداشت. این سلول به دلیل کوچکی، امکان هیچ گونه تحرکی در آن وجود نداشته و فقط با یک لامپ کم نور به صورت شبانه روزی روشنایی اندکی ایجاد می کرد که به علت حضور دراز مدت در سلول موجب کاهش بینایی شده است.
- عدم تماس با خانواده و یا هر گونه ارتباط دیگر و ممانعت از اطلاع بازداشت و حضور در بند امنیتی ۲۰۹ تا ۲۵ روز (مجید توکلی).
- طرح موارد بی ارتباط به پرونده، ایجاد ترس و هراس، تهدید دیگران، تهدید به اعدام و فضا سازی های مرتبط برای باور پذیری این تهدیدات
- آزاد کردن و مشایعت تا بیرون درب ۲۰۹ و بازگرداندن مجدد به سلول انفرادی (احمد قصابان)
- قرار دادن فرد بین اعتراف و آزادی دوستان در برابر پایداری و شکنجه ایشان
- عدم رسیدگی مناسب پزشکی و یا بی توجهی نسبت به برخی موارد پزشکی از زندانی در مورد اعتصابات نیز چنان بی توجهی صورت گرفت که وضعیت و شرایط بحرانی ایجاد می شد (مجید توکلی) و این در حالی است که در شرایط اعتصاب غذا احتیاج به مراقبت بیشتری وجود دارد.
- تلقین اتفاقات ناگوار، بیان تهدیدات مکرر از زبان نگهبانان به توصیه بازجو
- حرکت به صورت نشسته بر روی زمین در مسافت های طولانی و یا بالا و پائین رفتن از پله ها (اصطلاحا پا مرغی)
- بیان تهدیداتی شامل اخراج پدر و برادر از محل کار و یا برادر و خواهر از محل تحصیل با ارائه مدارک جعلی اخراج
- نگهداشتن به مدت طولانی در اتاق بازجویی، در وضعیت انتظار و اضطراب شدید بدون مراجعه بازجو
- ایستادن مستمر و طولانی بیش از ۸ ساعت حین بازجویی به ویژه به منظور جلوگیری از خواب و بازجویی های طولانی (مجید توکلی و احسان منصوری)
- فضا سازی در مورد بروز حوادث ناگوار برای اعضای خانواده و پخش صدای ضربان قلب در طول شب در سلول (احمد قصابان) و ایجاد زوزه های ممتد و ناله های خاص در طول شب
- انجام تنبیهاتی چون نشستن و برخواستن پی در پی، ایستادن بر روی یک پا و نگهداشتن دست در بالای سر جهت خلاصی از بازجویی های، به اصطلاح، فنی و ضرب و شتم شدید
- بیان حضور مادر و وابستگان نزدیک و دوستان در زندان و شنیده شدن صدای گریستن یک زن از محلی در اتاق بازجویی به شکلی که ادعای حضور مادر را تائید نماید.
- انجام بازجویی های خاص و ویژه به نام بازجویی های فنی که در آن چند بازجو به صورت هم زمان (معمولا بیش از سه نفر) با کشیدن، هول دادن، فریاد زدن در گوش، ضربات مشت و لگد و سوالات متعدد و متنوع به آزار و اذیت دانشجویان می پرداختند که این مسئله در نهایت به بیهوشی دانشجو می انجامید. (مجید توکلی)
- شکنجه دوستان در نزدیکی محل بازجویی به طوری که صدای ضرب و شتم، مانند صدای کوبیده شدن سر دیگر دانشجویان به دیوار، به وضوح شنیده می شد و حتی مواردی معدود حضور در شکنجه یکی از دوستان و پذیرش اتهامات به منظور جلوگیری از ادامه شکنجه (حضور احمد قصابان در صحنه شکنجه مجید توکلی).
- تهدید و بازداشت اعضای خانواده و دوستان به منظور اخذ اطلاع و ایجاد فشار
- تحقیر و توهین و گفتن ناسزا به طوری که روال عادی بازجوها بود
- بیان الفاظ رکیک و توهین های مکرر به ویژه نسبت به پدر و مادر (در مورد مجید توکلی بیشتر بوده است).
- تهدید به استفاده از ابزار و آلات غیر معمول به منظور شکنجه از جمله شیشه نوشابه و تخم مرغ داغ. یا تهدید به تجاوز چه توسط بازجو ها و چه از طریق قرار دادن در بند های خاص که بازجو عنوان می کرد.
- ضرب و شتم شدید در هنگام بازداشت و شدیدترین برخوردهای ممکن در حین انتقال به زندان (احسان منصوری)
- ضرب و شتم شدید، ضربات سیلی به صورت و پشت گردن و فرق سر به تعداد زیاد طوری که آثار کبودی تا مدت ها به وضوح روی بدن دانشجویان مشهود بود. همچنین ضربات مشت بر فرق سر، پیشانی و بازوها. لگد به پاها، سینه و شکم به طوری که گاه در حین بازجویی این دانشجویان از حال رفته و بر زمین می افتادند. پرتاب کردن زندانی و کوبیدن سر به دیوار.
- گرفتن مو و بلند کردن از روی زمین، زدن مشت و سیلی های متوالی به صورت، پرتاب کردن به روی زمین و تکرار مجدد این کار (مجید توکلی)
- ایستادن بر روی انگشتان دست و پا و یا قرار دادن زانو بر روی کمر و فشار شدید بر روی دانشجویان زندانی و همچنین قرار دادن خودکار در بین انگشتان دست و فشار به دست. فشار بر دست دانشجویان به وسیله کفش های آلوده بازجوها و زخم کردن انگشتان ایشان گاه موجب بروز عفونت شدید در انگشت می شد (عفونت انگشت دست: احمد قصابان)
- قرار دادن پا بر روی سر و صورت پس از این که به واسطه شدت ضربات دانشجویان بر روی زمین افتاده بودند. گاه در حین این عمل رفتارهای بسیار زننده ای نیز صورت می گرفت. مثلا کثیفی ته کفش روی صورت دانشجویان کشیده می شد به حدی که ادامه بازجویی ممکن نبود و برای تمیز کردن سر و صورت دانشجویان به دستشویی انتقال داده می شدند تا سر و صورت آن ها شسته شود. (مجید توکلی)
- بیدار کردن ناگهانی دانشجویان از خواب، دواندن ایشان همراه با ضرب و شتم شدید که گاه منجر به بروز رعشه های ممتد و طولانی، لرزش و لکنت زبان در دانشجویان می گردید که تیم بازجویی با خواباندن و خوراندن آب، چای، شکلات و عسل سعی می کردند از حاد شدن این وضعیت جلوگیری کنند (مجید توکلی)
- در طول بازجویی گاه شدت ضربات و ضرب و شتم به حدی می رسید که به طور مکرر فرد از حال رفته و با آب قند، ماساژ شانه ها و… به هوش می آمد و این امر گاه در طول یک بازجویی چند بار تکرار می ش
د.



Simorgh
posteur accro
posteur accro


Inscrit le: 21 Mar 2007
Messages: 1898
Localisation: Quelque part entre ce monde et l'autre...

Jeu 08 Nov, 2007 1:23 pm    

Heing ??? Sais pô lire moi Crying or Very sad


Lilidjan
Modérateur
Modérateur


Inscrit le: 14 Mar 2007
Messages: 4566
Localisation: ile de france

Jeu 08 Nov, 2007 1:47 pm    

Moi pareil, ça prend trop de temps à déchiffrer, traduction SVP!! au secours


Simorgh
posteur accro
posteur accro


Inscrit le: 21 Mar 2007
Messages: 1898
Localisation: Quelque part entre ce monde et l'autre...

Ven 09 Nov, 2007 1:36 pm    

Parce que bon hein...


Dara
posteur déterminé


Inscrit le: 03 Avr 2006
Messages: 3770

Ven 09 Nov, 2007 2:32 pm    

ça parle des sévices affligés à 3 étudiants d'un quartier du nord de teh dans la prison d'evin pendant 6 mois


Maryam
Modérateur
Modérateur


Inscrit le: 02 Jan 2007
Messages: 5191

Ven 09 Nov, 2007 6:03 pm    

La prison d'Evin. peureux


Lilidjan
Modérateur
Modérateur


Inscrit le: 14 Mar 2007
Messages: 4566
Localisation: ile de france

Ven 09 Nov, 2007 6:30 pm    

Dara a écrit:
ça parle des sévices affligés à 3 étudiants d'un quartier du nord de teh dans la prison d'evin pendant 6 mois


ça, c'est ce qu'on peut appeler un résumé, ça ressemble assez à ce que certains de mes étudiants arrivent à produire quand ils se sont donné beaucoup de mal! Very Happy



Roz
posteur accro
posteur accro


Inscrit le: 21 Fév 2007
Messages: 1857
Localisation: 78

Ven 09 Nov, 2007 6:33 pm    

c'est vrai que c'est un résumé de chez résumé Smile mais mieux vaut ça que parler de ces horreurs... horreur Sad


Maryam
Modérateur
Modérateur


Inscrit le: 02 Jan 2007
Messages: 5191

Ven 09 Nov, 2007 6:37 pm    

Disons qu'ici, il manque le pourquoi.
Tu as la chance de corriger plus vite Lilidjan, quand ils te produisent 3 pages à partir d'une. Tu dois tout lire, faire des tas de commentaires. De quoi tu te plains? hoho kiss



Lilidjan
Modérateur
Modérateur


Inscrit le: 14 Mar 2007
Messages: 4566
Localisation: ile de france

Ven 09 Nov, 2007 6:38 pm    

Tu as raison, azizam, les corrections sont vite faites, mais ça m'énerve au plus haut point ! Mad


Roxy
posteur accro
posteur accro


Inscrit le: 24 Aoû 2007
Messages: 1251
Localisation: Paris

Ven 09 Nov, 2007 7:03 pm    

Oh Maryam joon tu aurais détesté corriger mes devoirs de français de l'an passé! Laughing


Maryam
Modérateur
Modérateur


Inscrit le: 02 Jan 2007
Messages: 5191

Ven 09 Nov, 2007 7:16 pm    

J'aurais peut-être détesté tes devoirs mais ça ne m'aurait pas empêché de t' apprécier et de t'encourager. fleur


Roxy
posteur accro
posteur accro


Inscrit le: 24 Aoû 2007
Messages: 1251
Localisation: Paris

Ven 09 Nov, 2007 7:20 pm    

kiss


Dara
posteur déterminé


Inscrit le: 03 Avr 2006
Messages: 3770

Ven 09 Nov, 2007 9:04 pm    

en faite le texte c'est des détails des horreurs


Lilidjan
Modérateur
Modérateur


Inscrit le: 14 Mar 2007
Messages: 4566
Localisation: ile de france

Sam 10 Nov, 2007 10:27 am    

merci de nous les avoir épargnés!




 

 
code & design : Peyman