جشن سده، جشن پيدايش آتش
درود، در گاهنامه ايراني 3745 اين روز بنام جشن سده نام گذاري شده است و جشن پيدايش آتش است.
واژه سده از واژه "ست" در پارسيك "پارسي ميانه يا پهلوي" آمده و به چم (معنی) سد (صد) است.
بنابر نخستين بخش بندی ژمانی (فصلی) گاهنامه كهن ايران باستان، از آغاز فروردين تا پايان مهر را تابستان بزرگ و از آغاز آبان تا پايان اسفند را زمستان می ناميدند و سده هنگامی است كه سد روز از زمستان می گذشت و يا به گفته امروز، پنجاه شب و پنجاه روز به جشن بزرگ نوروز مانده است. جشن سده يكي از بزرگ جشن های ايران است كه از زمان های بسيار دور برای ما به يادگار مانده و از افسانه بسيار كهن و زيبای ايراني - آريايي سرچشمه گرفته است، که خود نشان از ديدگاه ژرف و زيباي نياكان مان به پيرامون خود دارد و براستي در جهان بی همتا است.
داستان جشن سده را فردوسی در شاهنامه چنين بازگو كرده است:
جشن سده به هوشنگ شاه پيشدادی بر می گردد. روزي هوشنگ شاه پيشدادی به هنگام شكار با همراهان خود به كوه مي رود. در راه به تنومند ماري برخورد مي كند و سنگی را با شتاب به سوي مار پرتاب می كند. سنگ به سنگ ديگري برخورد كرده و جرغه اي بيرون می جهد و خار و خاشاك پيرامون آن را فروزان مي كند و آتش پديدار مي گردد. مار می گريزد و شاه و همراهان به گرد آتش به جشن و سرور پرداخته و نمی گذارند آتش هيچ گاه خاموش شود. زين پس این جشن را سده نام نهادند و هر سال به پاس بزرگداشت آتش و يادگار آن بر پايش می كنند و آن را پديده و پيشكش اورمزدی دانسته و سپند (مقدس) می دانند. اين چنين است كه روز مهر از ماه بهمن كه پنجاه روز به نوروز مانده است، جشن سده برپا می گردد.
برگزاری جشن سده اين چنين است:
در پسين (عصر) اين روز پس از خورنشست (غروب آفتاب)، سه تن از موبدان با جامه سپيد به سوی توده ای از هيزم خشك كه از پيش آماده گرديده، می روند و گروهی از جوانان كه آنان هم جامه سپيد بر تن دارند با فروزانه های (مشعل های) روشن، موبدان را همراهی می كنند. موبدان بخشی از اوستا كه بيشتر آتش نيايش است را می سرايند و موبد بزرگ با آتشدان و جوانان سپيد پوش با فروزانه ها، هيزم ها را می افروزند. گروه نوازنده از آغاز تا پايان جشن آهنگ مي نوازند و همه با شادی پيروزی روشن شدن آتش سده را جشن می گيرند و به اميد آنكه تا جشن سال ديگر روشنايی و گرمی در دل هايشان باشد به خانه باز می گردند.
و آنچه گذشت:
مرد آويج، يكی از بزرگ مردان گمنام ايرانی از شهر سپاهان (اصفهان) در هزار سال پيش ( 322 هجری قمری) در دو سوی زاينده رود، هيزم فراوان گرد آورد و آتش افروزی كرد و جشن سده را با شكوه بسيار بزرگ و بی مانندی كه روزگار به خود نديده بود، برگزار نمود و نشان داد كه اين فرهنگ مانند درخت كهني كه ريشه ژرف دارد، هرگز نابود نخواهد شد.
و امروز:
آتش از ديرباز نزد ايرانيان نماينده پاكي، روشنايی و گرمی دل ها بوده است و خوشبختانه پس از سده ها پيكار آرام و خاموش براي پايداشت آيين زيباي ايراني، سده را هنوز در اين سرزمين اهورايی اشو زرتشت و هوشنگ شاه جشن می گيرند، و چه زيبا گفت آن بزرگ مرد ايرانی اشو زرتشت: ستيز من تنها با تاريكي است و برای ستيز با تاريكی، شمشير به روی تاريكی نمی كشم، فانوس می افروزم.
سده جشن پیدایش آتش فرخنده باد.